تبليغاتX
دخترم دانا








نام نیک

در مورد انتخاب اسم برای عسلک نازمون از همان ۵ ماهگی که دختر بودنش معلوم شد من و بابایی و البته خاله ها و دایی ها شروع به تحقیقات گسترده ای کردیم.سایت ها و کتاب ها و این ور واون ور خلاصه بعد از این سرچ نسبتا طولانی نتایج فرق می کرد.

اسم های پیشنهادی (رومینا. ارام. تبسم . ترنم .یاسمین و.........) بود اما من شخصا دنبال اسم دیگه ای بودم . اسمی که

۱- منحصر به فرد باشه(حداقل در بین فامیل و اشنا)

۲-فارسی و با معنی باشه

۳-کوتاه و خوش اهنگ باشه

به همین دلایل به نظرخودم کافی از توی یه کتابی اسم دانا را انتخاب کردم . اوایل فقط انتخاب من بود اما در طی ماه های اینده بابایی هم به این اسم علاقمند شد و تصمیم گرفتیم اسم نی نی ناز  دانا بذاریم.

بعد از به دنیا اومدنش یه جشنی براش گرفتیم و اسمشو برای اولین بار توی کارت دعوتی که خود بابایی دیزاین کرده بود نوشتیم.

اما انتقادها بعداز اون بود که شروع شد.

یه عده گفتند که دانا اسم پسره یا دختر ؟

یه عده گفتند که اگه اسم دختره چرا علامت تانیث نداره؟

یه عده هم گفتند که اصلا دانا یعنی چی؟

و سیل انتقادها به طرف ما سرازیر شد اما از اونجایی که من و بابایی به انتخاب خودمون یقین داشتیم اصلا این حرفها به خرجمون نرفت که نرفت

و به این ترتیب اسم نی نی عسلی ما شد دانا

الان بعد از گذشت ۱۹ ماه تقریبا همه منتقدان کوتاه اومدند و خیلی ها هم حسن انتخاب ما رو تحسین می کنند.(البته تو دلشون)

 

 

ادامه مطلب
سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 | لينک ثابت | مهتاب |


اولین عکس دانا

 

 

 نی نی ناز من به خونه خوش امدی

 

 

 این هم ۱۰ روزگی دانایی در خواب ناز

دخترک نازم اولین ماه تولدش خیلی ارام و خانم بود .بیشتر وقت ها می خوابید و وقتی هم که بیدار بود فقط به اطرافش نگاه می کرد انگار می خواست همه دنیا را تو همون ماه اول زندگیش کشف کنه

اما از ماه دوم بود که دل دردهاش شروع شد تاچهار ماهگی یه کم اذیت شد.اما بعدش خوب شدو نی نی  ناز من شروع کرد به یادگیری مهارت های جدید

از ۲۶ روزگی می تونست با صداهای نامفهومی با اطرافیان ارتباط برقرار کنه

در ۳ماهگی بلند و اگاهانه می خندید

در ۵ماه و ۲۰ روزگی می تونست بدون کمک بشینه

در۶و نیم ماهگی چهار دست وپا رفتن را شروع کرد و تا۱۴ ماهگی  هم مه داد

در ۹ماهگی اولین دندان قشنگش جوانه زد

اولین کلمه ای که گفت بابا بود بعد ماما بعد(نه )در ۹ماهگی

دریک سالگی کلمات بیشتری می گفت(ماشاالله دخترم تو مهارت های کلامی کم نمیاره که) مثلا تا ۴ مي تونست بشماره

دخترک نازم در ۱۴ ماهگی یعنی درست یک هفته مانده به عید ۸۵ یکدفعه ای راه افتاد و همه ی ما را غافلگیر کرد

 

 

 

 

 

ادامه مطلب
دوشنبه سی ام مرداد 1385 | لينک ثابت | مهتاب |


يك شروع

از امروز مي خواهم لحظه هاي زيباي زندگي دختر نازم دانا را به تصوير بكشم تا شايد يادگاري باشد براي روزهاي آينده.

ادامه مطلب
دوشنبه سی ام مرداد 1385 | لينک ثابت | مهتاب |



Designed By :HAMRAZ